پایگاه خبری تحلیلی امید شهر

چرا نسل ما عبور کرده است؟ مرثیه ای برای یک رویا

ایجاد: 1396/11/14 - 22:57
نویسنده یادداشت: 
مهدی محمدی دوست

آبان58، خرداد68، تیر78، خرداد 88 و شاید یکی از ماه های 98 (مقدمه این یادداشت، دو ماه پیش نوشته شده بود. حالا باید گفت دی ماه 96). هر 10 سال، یک اتفاق تزریق شدیم، شاید خوب مان کرده باشد. حال من چطور است؟ حال شما چطور است؟ حال ما چطور است؟

فکر کردیم فساد از شرق و غرب است. با شعار «نه شرقی، نه غربی» سفارت گرفتیم. همان اوایل خیلیها فهمیدند اما برخیهامان هنوز نفهمیدهایم که ریشه بیماری در خودمان است. گیریم این بار هم اعتراضها را به امریکا، اسراییل، عربستان، داعش و نیم دیگر کره زمین وصل کردیم، آیا مشکلات مملکت حل میشود؟ فسادها از بین خواهد رفت؟

انقلاب و اصلاحات

ابتدا به این سئوال دقت کنید: «انقلاب» اصل است یا «اصلاحات»؟

اگر انقلاب اصل است خب پس اصلاحات معنی ندارد. اصلاحات یعنی انقلاب ما خرده شیشه داشته و یا دارد و حالا باید اصلاح کرد. اگر اصلاحات اصل است باید پرسید اصلاحات درباره چه؟ درباره اصل انقلاب و محتوای آن و یا انحرافاتی که بعدا ایجاد شد؟

پس هر دو نمیتوانند بطور همزمان «اصل» باشند.

ما پیش از انقلاب هم اصلاحطلب ترقیخواه داشتیم که چند زبان بلد بودند و با دنیا راحت ارتباط برقرار میکردند، حرفشان نافذ بود و با هر احدی که دوست داشتند شوخی میکردند و طبیعتا مانند امروز نبود که به ریش پرفسوری بودن وزیر خارجه مباهات کنیم! اما مردم دهه پنجاه، خواستند از اصلاحاتِ با منت و خرد خرد عبور کنند و دیگر نیازی به خان نباشد تا خواستههای به حقشان را جرعه جرعه تایید کند. آنها میخواستند خودشان صاحب امور شوند. اما امروز پس از 40 سال نه تنها صاحب امور دنیای خود نیستند بلکه آخرتشان را هم تسخیرشده میبینند!

پس نه انقلاب و نه اصلاحات نتوانسته امور مردم را به خود مردم باز گرداند. تنها یک راه میماند. که در ادامه خواهیم گفت.

 

چرا نسل ما از اصلاحات عبور کرد

وقتی میگوییم نسل ما عبور کرده است یعنی از اصلاحاتِ با منت و خُرد خُرد عبور کرده است؛ نسل ما فهمیده تنها امید آنها یعنی اصلاحات هم حسابی پا در فساد دارد. حالا ببینیم برای چه نسل ما از اصلاحات (منتسب به اصلاح طلبان) عبور کرده است:

1- برای اصلاحاتیها انتخابات، نه فرصتی برای اعاده حقوق مردم، بلکه کارزاری برای رسیدن به قدرت بوده است

2- اصلاحطلبان اینقدر عُرضه نداشتند که خودشان لیست ببندند و لیستی که مرتضی، بهروز، علی و داود (همگی اصولگرا) بسته بودند را به دروغ بعنوان لیست اصلاحطلب به مردم معرفی و تَکرار کردند و این شد آن فراکسیون امیدی که:

- حتی نتوانست حق همکار اصفهانی خود را استیفا کند (مردم، پیشکش)

- حتی نتوانست یک قانون درباره عضویت اقلیتها در شورای شهر بنویسند

- حتی نتوانست به وزرایی که نمیخواست «نه» بگوید

- حتی نتوانست «یک» کمیسیون را از آنِ خود کند

3- در جبهه اصلاحات، تا صدای یک نفر بلند شد، فردا یکی از کسانش را مطرح کردند که حسابی پا در فساد داشت

4- قبض و بسط در حاکمیت، به صورت متناوب تکرار شده است. این یعنی اصلاحات در هر مقطعی به بن بست خورده و دوباره با موضوعی دیگر مردم را به خودش امیدوار کرده است؛ پس نمیتوانیم بگوییم با یک «جریان مستمر» اصلاحات روبرو هستیم و الان به توسعه نزدیک شدهایم؛ که اگر می شدیم، لااقل باید کورسویی از جامعه توسعه یافته را در کشور میدیدیدم. آیا میبینیم؟

5- امثال جلایی پور و عبدی با گفتن این که «ما در 88 حتی از خانه بیرون نیامدیم» و آنهایِ دیگر که معترضان را مورد توهین و تمسخر قرار دادند، خوب نشان دادند که درد اصلاحات، نه مطالبات مردم، که دریوزگی پست و جایگاه بوده است

6- در اعتراضات سراسری اخیر، در هیچ یک از روزنامههای اصلاحاتی، حتی یک گزارش میدانی دیده نشد! (و جالب این که اگر در میان معترضان نبودند، پس چطور صِرفا برای تحقیر آنها میگفتند «کلا 50 هزار نفر آمده بودند»!)

7- اصلاحاتیها دوست دارند همیشه اپوزیسیون بمانند تا هم از آخور خورده باشند و هم از توبره. «شرق» از «آمدنیوز» بدش میآید چون میخواسته همیشه مقابل «کیهان» بماند. خانم ابتکار وقتی سال 88 به خانم علینژاد گِرا میداد فکر میکرد نقش اپوزیسیون را دارد اما الان به تظاهرکنندگان میگوید اغتشاشگر؛ چون احساس میکند اپوزیسیون واقعی دارد میآید

8- اصلاحات دیگر هیچ زایشی ندارد؛ نه در اندیشه، نه در شعار و نه در قهرمانانش. آنها هنوز در فکر ناطق نوری‎اند تا در انتخابات 1400 در سن 77 سالگی نجاتشان دهد

9- با گذشت 20 سال، هنوز برای تحقق شعارهای نخ نمای‎شان به هیچ راهبردی دست نیافته‎اند؛ در حالی که در طول این مدت، بوش به وعده داخلی و خارجی‎اش عمل کرد، اوباما به عهدش درباره عدم اخراج مهاجران غیرقانونی وفا کرد و ترامپ به وعده‎اش عمل کرد و مانع ورود مهاجران مسلمان شد و بین کشورش و مکزیک می‎خواهد دیوار بکشد. کنگره هم حاضر می‎شود دولت فدرال را تعطیل کند اما به وظیفه و وعده‎اش درباره مخالفت با دیوارکشی و افزایش بودجه نظامی عمل کند.

10- تعطیلی دولت فدرال امریکا تنها 20 درصد مردم را تحت تاثیر قرار می‎دهد و در اینجا 80 درصد؛ چرا که اصلاحات 20 سال فقط لافِ کوچک کردن دولت را می زده است!

11- در دموکراسی اصلاحیون، تَکرار می کنی و به حصر می روی؛ و هیچ گاه پاسخگوی لیستها و حتی مدیر شهری که با سفارش ویژهات انتخاب شده، نیستی. و در همین دموکراسی، فرد انتخاب شده (چه از نوع دولت و چه از نوع شهردار، با سری بلند میآید و میگوید من عضو هیچ حزب و جناحی نیستم!). ما از این دموکراسی نیاورانی عبور کردهایم

12- ما عبور کردیم چون نتیجه هزینههای تیریلیاردی در نهادهای فرهنگی و مذهبی، از ما مردمانی «عصبانی» و بداخلاق ساخته که حاضریم به گرفتاران در برف و سرما، کرایه میلیونی پیشنهاد دهیم

 

*رودخانه گنگ نزد هندوها مقدس است اما وقتی از آن عبور می‎کنی، تازه می‎فهمی چه گَندابی است و دیگر از تقدسش چیزی نمانده است.

 

پس اتفاقا باید دگرگونی اساسی شود تا ترسوهایی که در وضعیت قحط الرجالی، قهرمان امروز ما شدهاند به لانههای خود برگردند.

آقایان اصلاحطلب، اگر تصور میکنید صدای مردم را سرکوب کردید خوب چشم و گوشتان را باز کنید:

آب «قهدریجان» قطع شد، یک سال بعد حتی حاضر شدند کشته بدهند؛ و خدا میداند یک سال بعد از کشته دادن، ...؟

«کرمانشاه» بیشترین رای را به روحانی داد، اما یک «زلزله» کاری کرد که طولانیترین تظاهرات در این استان اتفاق بیافتد.

مردم اگر از شما عبور نکرده بودند همچنان باید شعارهای سابق را میدادند. اتفاقا تیزهوشی آنها این بود که می‌دانستند دیگر نباید حقوقشان را از ناتوانان بخواهند.

قدرت برای شما هدف بود، نه وسیله. برای همین درجا زدیم و هیچ اتفاقی نیافتاد. برای همین شما چانه نزدید بلکه لابی کردید.

اصلاحات به خودی خود، مدت زمان مشخصی دارد اما برای شما 20 سال کاسبی خوبی بود. چرا که عربستان نشان داد، تمام شعارهایتان را میتواند ظرف یک سال عملی کند.

چرا سلبریتیها امروز میداندار شدهاند؟ چون سیاسیون شجاعت ندارند.

 

سر نداریم اما هوشمندیم

سوریه را اینقدر مطرح می‎کنید که مبادا نظم سرمایه داریتان به هم بخورد؟! مگر شما از دیوار مردم بالا میرفتید، بدون اینکه نظر آیندگان را بخواهید، ما از شما پرسیدیم چرا؟ پس حالا چطور تحول آرام جامعه را میخواهید خشن نشان دهید؟ نسل ما زاده جنگ است اما با هرگونه خشونت مخالف است:

در مراسم تشییع آقای هاشمی یک مرد 50 ساله خواست شعار تند دهد یک جوان 30 ساله مانعش شد و گفت آقا یک بار تند رفتید برای هفت پشت‎مان کافی است!

اصلا یکی از دلایلی که در سال 88، یک هفته تظاهرات #سکوت انجام شد شاید بخاطر این بود که امثال جلایی‎پور و عبدی در میان جمعیت نبودند وگرنه ممکن بود به خشونت کشیده شود.

 

ما عبور کردیم یا شما؟

نیاز به سرکوب و بعدا تعیین محلی برای ظهور و بروز مردم نیست! همین «انقلاب» خودمان خوب است و عجب نام بامسمایی دارد. اگر فکر می‎کنیم همان انقلاب 57 کافی است، اجازه دهیم مردم بمانند همان سال، در خیابان‎ها حاضر شوند. هر کس با هر اندیشه، باور، مذهب، و پوشش

اگر فکر می‎کنیم انقلاب ما به انحراف نرفته است، اجازه دهیم مستضعفان و پا برهنه‎گان با امید دوباره به خیابان بیایند

اگر فکر می‎کنیم همچنان انقلاب زنده است، اجازه دهیم مردم باز با تصور «نه شرقی نه غربی؛ استقلال و آزادی» به خیابان بیایند؛

امام خمینی گفت هیچ نسلی حق ندارد برای نسل های بعد تعیین تکلیف کند؛ پس اگر نگران عبور نسل ما هستید، برای ما تعیین تکلیف نکنید.

معمولا آدمهایی که از ارتفاع میترسند، در سالهای دور، وقتی در حال افتادن بودند و دستشان را به امید گرفتن دراز کردند، کسی نبود که دستشان را بگیرد؛ بخاطر همین همیشه از ارتفاع میترسند. اگر نمیتوانید دست نسل ما را بگیرید تا نیافتیم و اوج بگیریم، لااقل امیدمان را نگیرید.

نسل ما برساختی میخواهد بدون امکان ایجاد هر نوع فساد.

این یاددشت، یک بیانیه نبود بلکه میتواند یک «دیالوگ» به حساب آید!

توضیح تصویر: این تصویر در یک ایستگاه اتوبوس گرفته شده است. همانطور که می بینید مانیتور این ایستگاه مدت هاست خراب است و شهروندی دغدغه مند پیامی برای متصدیان نوشته و متذکر شده که هرچه زودتر برای تعمیر این مانیتور اقدام کنند. از قضا، دقیقا در لحظه ای که داشتم عکس می گرفتم همان فرد از اتوبوس پیاده شد و پرسید داری از نوشته من عکس می گیری؟ من تازه آنوقت بود که متوجه نوشته ایشان شدم! به دیوار نگاه کنید. این دیوار شاید تنها دیوار شهر باشد که نام آیت الله منتظری بر روی آن باقی مانده است!

موضوع خبر: