پایگاه خبری تحلیلی امید شهر

«خودیه؛ نزن»!/ این ماییم؛ خیلی پیر شدیم؟ / شرم بر 200 میلیونی ها

ایجاد: 1396/12/11 - 21:54
نویسنده یادداشت: 
مهدی محمدی دوست
محمدی دوست,پژوهشگر شهر,نماز جمعه هاشمی,26 تیر 88

حلاج اینقدر سنگ خورد و خورد اما دم بر نیاورد تا این که سنگ را در دست دوست خود دید. همین‎جا روحش از جا کَنده شد. سنگ از دوست خوردن خیلی درد دارد.

هشت سال پیش، وقتی اولین بار حس کردیم #نسل_ما_عبور_کرده_است یک جمعه مثل امروز، جمع شدیم تا یک نفر به نمایندگی ما حرف بزند. آن یک نفر را اخیرا خیلی دوست داشتیم چون خود ما بود. وقتی دیدم با شرایط موجود، نمی‎تواند حرفش را رسا بزند، به یک سید معممی گفتم می‎روم مردم را جمع می‎کنم، شما بیایید و رهبری گروه را برعهده بگیرید و آنها را به سمت فنس‎های دانشگاه هدایت کنید تا سخنران، ما را ببیند و دچار لکنت نشود. آن روحانی نیامد؛ خودم دست به کار شدم. مردمِ پراکنده پشت فنس جمع شدند؛ هر بار که صدای خودمان را از بلندگویی که چندبار هم قطع شد شنیدیم تکبیر گفتیم. تصورمان این بود که نباید قهر کرد و باید حرف زد. هنوز به اصلاحات اعتماد داشتیم.
امروز، پس از هشت سال، دچار تردید بزرگی شدیم. هر یک از ما فکر می‎کنیم این همه هزینه برای چه بود؟ هیچ وقت یادم نمی‎رود چطور دوستم در وسط خیابان کتک خورد. هیچ وقت یادم نمی‎رود وقتی آن مامورِ ناشناس سر دوستم را پانسمان می‎کرد گفت: همه یک جور نیستند!
هیچ وقت یادم نمی‎رود دوستم وقتی از بازداشت آمده بود دچار لکنت بود؛ هیچ وقت یادم نمی‎رود وقتی دوستم را بردند پدرش سکته کرد؛ و او تا امروز از عزیزش مراقبت می‎کند. بخدا از دنیا هیچ نمی‎خواست جز کمی حق! هیچ نمی‎خواست جز این که حواسش خیلی به کشورش بود. آنها هیچ‎وقت دست به دامن بیگانه نشدند. هیچ کدام‎شان نمی‎خواستند کشور را ترک کنند. هیچ کدام‎شان خشونت نکردند. نهایتا دست‎های‎شان را بالا بردند تا فقط دیده شوند. تا فقط نهی از منکر کنند. کاری که امروز هم می‎کنند؛ خیلی بیشتر از آن‎موقع.
.
کاش به جای ندا بودیم
یک وقت‎هایی به خدا می‎گویم برای چه زنده نگهم داشتی؟ اگر قرار بود بشنویم: «به فساد فلانی اعتراض نکنید چون خودی است» چرا باید زنده می‎ماندیم؟
نسل ما عبور کرده است؛ از تمام این فسادها، رانت‎ها و بچه‎پولداربازی‎ها. نسل ما عبور کرده است از هرچه آقازاده حرام خوار است. نسل ما عبور کرده است از...
.
امروز تولد میرحسین بود. یعنی او هم اگر بود همین راه را می‎رفت؟ یعنی آنوقت هم مصلحت‎ها پُر رنگ‎تر از اخلاق و انسانیت می‎شد؟ یعنی آنوقت هم ژن خوب‎ها بر مسند امور بودند؟ یعنی آنوقت هم جوانان به جای کارهای تشکیلاتی و تخصصی، پشت دفتر موسوی می‎نشستند؟ یعنی آنوقت هم جوانان ما در بازداشت‎گاه‎ها بودند؟ یعنی آنوقت هم نمایندگان مجلس ما وارد معاملات می‎شدند؟ یعنی آنوقت هم پست مدیریتی در شهرداری، ۲۰۰میلیون تومان معامله می‎شد؟! یعنی آنوقت هم به معترضانِ ضد فساد، دسیسه‎گر می‎گفتند؟ یعنی آنوقت هم باید خون می‎گریستیم؟
سال97 را با گام‎های عملی شروع کنیم. «مفسدان» بدون رودربایستی کنار بروند؛ حتی اگر خودمان جزو یکی از آنان باشیم❗️
 
موضوع خبر: