پایگاه خبری تحلیلی امید شهر

کمیته های موازی در تدوین برنامه سوم شهر تهران چیزی شبیه شوراهای موازی در جبهه اصلاحات/ نقدی بر لایحه برنامه سوم شهر تهران

ایجاد: 1397/08/11 - 20:53
نویسنده یادداشت: 
مهدی محمدی دوست
لایحه برنامه سوم شهر تهران

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «امید شهر» از روز شنبه 12 آبان ماه 97 شورای شهر تهران آماده انتخاب سومین شهردار در طول یک سال گذشته می شود. با توجه به تدوین لایحه برنامه سوم شهر تهران، این شورا اعلام کرده است از نامزدهای نهایی شهرداری تهران برنامه نخواهد خواست و صرفا نگاه و نظر آن ها نسبت به برنامه سوم، تعیین کننده خواهد بود. بنابراین بهتر دیدیم ما هم نگاهی منتقدانه به لایحه برنامه سوم داشته باشیم.

در ابتدا باید گفت این نقد به معنای نادیده گرفتن تلاش تدوین‎کنندگان برنامه نیست؛ چه بسا شالوده اصلی نقد ما متوجه سیاست‎گذاری و چگونگی برقراری هماهنگی در تدوین برنامه است که منجر به بروز تناقضات و خطاهایی فاحش در متن برنامه شده است. نقد برنامه سوم در دو شکل می تواند صورت گیرد: «ساختار و چگونگی تدوین برنامه» و «محتوا و متن برنامه».

نقد ساختاری و چگونگی تدوین لایحه برنامه سوم

1- با تورق سطحی نظامنامه تدوین برنامه سوم شهر تهران شاهد تشتت و از هم گسیختگی در تمامی ابعاد آن هستیم.

2- از جمله مسائلی که در ساختار تدوین برنامه مشاهده می شود، تعدد کمیته ها و کمیسیون ها و عدم انطباق و ارتباط آنها با یکدیگر است. تعداد کمیته ها خود به بحران تبدیل شده به گونه ای که وظایف برخی کمیته ها در برخی دیگر تداخل دارد و خروجی گرفتن را دشوار می کند. «گروه کانونی» با «شورای راهبری و تلفیق» چه تفاوتی از هم دارند؟ (چیزی شبیه تعدد شوراها در جبهه اصلاحات: از شورایعالی تا شورای هماهنگی و شورای راهبردی و..)

3- سطوح مورد نظر شورای اسلامی برای تدوین برنامه شامل: برنامه راهبردی توسعه شهر تهران، برنامه

راهبردی عملیاتی شهر تهران و برنامه توسعه مناطق و محلات است؛ که در مدل مذکور در برنامه سوم، این سطوح رعایت نشده است (از جمله این که این برنامه اصلا، سطح راهبردی ندارد و مراحل و زمان انجام کارها مشخص نیست) و به نظر می رسد به خروجی مورد انتظار شورای شهر منتج نخواهد شد.

4- شاید جای تعجب باشد که نظامنامه برنامه سوم، فاقد دستورالعمل اجرایی و چگونگی انجام کار است و جلسات کمیتهها، کاملا بیبرنامه و مشوش تشکیل شده است و دقیقا همان رویه دوران سابق که صرفا منتهی به گزارش تصویری میشد، در پیش گرفته شده است چرا که خروجیهای مورد انتظار، حاصل نشده است.

قضاوت با مخاطبان: با مقایسه برنامه دوم و سوم در زمینه حمل و نقل و ترافیک، یا باید به این نتیجه رسید که منتقدان واقعی برنامه دوم، در برنامه سوم مشارکت نداشتند و غیرمتخصصان برنامه را تدوین کردهاند و یا آنانی که خط و مشی تدوین برنامه را تعیین میکردند، صرفا سیاسی بودند و به چند و چون کار اشراف نداشتند. نشان به این نشان که هر منتقد منصفی، «برنامه دوم» را حداقل در زمینه حمل و نقل و ترافیک، کاملتر و منسجمتر خواهد یافت.

 

نقد محتوایی لایحه برنامه سوم شهر تهران

1- ارتباط این برنامه با برنامه فرادست خود (طرح جامع) روشن نیست و باعث ایجاد مشکلات دیگر در برنامه شده است

2- این برنامه میخواهد پاسخگوی همه مشکلات شهر تهران باشد و با نادیده گرفتن زمینههای انجام این فعالیتها، دچار تناقض شده است؛ مثلا هم زمان به «کاهش تصدی گری» و «افزایش عدالت» پرداخته است! علت این تناقض راهبردی شاید به همان تعدد کمیته های موازی باز گردد.

3- نبود یک نگاه راهبردی برای اولویت بندی پرداختن به مسائل شهر موجب از هم گسیختگی برنامه شده است. احتمالا علت آن تهیه برنامه در بخش های مختلف سازمان شهرداری و بدون هماهنگی کافی میان آن ها بوده است.

4- اگر هدف نگارش برنامه، صرفا پرداختن به مسائل راهبردی شهر تهران بوده است پس چرا نوع نگاه برنامه در بخش اهداف و سیاست ها، «حداکثری» است اما در بخش راهبردها و احکام، با نگاه «حداقلی» روبرو هستیم؟ از طرفی، با توجه به این که «احکام برنامه» مهم ترین موضوع برای زیرمجموعه های شهرداری تهران است و این در حالی است که در اهداف و سیاست های لایحه برنامه سوم، مصداقی برای احکام وجود ندارد، پس سازمان ها، معاونت ها و شرکت های تابعه شهرداری الزامی به اجرای این برنامه نخواهند دید؛ بنابراین با قطعیت میتوان گفت ارتباط و پیوند معناداری میان اهداف، سیاست ها، راهبردها و احکام برقرار نیست.

بعنوان مثال در ارتباط با حکم «ساماندهی آرامستان ها»، مشخص نیست این حکم به کدام مورد در بخش راهبردها و اهداف برنامه بر می گردد  اما چندین سیاست مجزا برای آن پیشنهاد شده است!

یا در بخش محیط زیست و مدیریت پسماند، در بند 6 اهداف برنامه ای، به «کنترل جمعیت حیوانات مضر شهری» اشاره می شود اما هیچ حکمی برای آن وجود ندارد. و در قسمت سیاست ها هم روش خاصی برای اجرای آن پیشنهاد نمی شود و فقط به طور کلی میگوید: «استفاده از روش های نوین در کنترل جمعیت حیوانات بلاصاحب و ناقل بیماری به انسان»!

5- برای سنجش میزان تحقق پذیری اهداف ذکر شده در برنامه، «شاخص های تاثیر» و «شاخص های پیامد» لحاظ شده اند، اما به دلیل عدم رعایت سلسه مراتب لازم در تدوین محتوای شاخص ها و اختلاط این دو به هم، این دو شاخص نمی توانند معیار سنجش قرار بگیرند.

6- عبارات مهم شهری مانند: توان اکولوژیک، اکوسیستم شهری و تغییر اقلیم بطور متناوب و بدون در نظر گرفتن جایگاه و تاثیرات هر یک در اجزای برنامه پنج ساله، درج شده است که عدم انسجام و پیوستگی برنامه را تشدید کرده است

7- بطور کلی اشکالات برنامه دوم، همچنان در برنامه سوم هم مشاهده می شود. بعنوان مثال در برنامه سوم هم همچنان به «سرانه فضای سبز» تاکید می شود؛ در حالی که سرانه فضای سبز، جزئی از «سرانه اکولوژیک» است و انتظار می رفت در برنامه جدید، مفاهیم درست و به روز جایگزین می شد.

8- برخی احکام برنامه بیش از آن که نقش تجویزی داشته باشند، نقش توصیه ای دارند و تکلیف خاصی را مشخص نمی کنند و اگر هم حکمی را تکلیف کنند، چگونگی اجرای آن را بازگو نمی کنند.

9- هیچ مشوقی برای جلب مشارکت شهروندان جهت حفاظت از محیط زیست پیش بینی نشده است

10- اگر تمام بخش فنی و عمرانی برنامه را ورق بزنیم می بینیم همچنان برخی مباحث که گاه حتی تحقیقات آن در مرکز مطالعات برنامه ریزی شهر تهران انجام شده است، مغفول مانده اند؛ از جمله عدم اشاره به: تکمیل شبکه معابر، معضل دکل های خود ایستا، عوارض زیست محیطی پروژه های عمرانی، پدیده فرونشست، مدیریت آب های سطحی و..

11- در بخش حمل و نقل و ترافیک، مواد جدیدی آمده که ادامه برنامه را وابسته خود کرده است و این اشکال وجود دارد که اگر این مواد تصویب نشوند تکلیف احکام و برنامه هایی که متناسب با آن ها نگارش شده اند چه می شود؟

مثل پیشنهاد بازنگری طرح جامع و تفصیلی شهر با رویکرد TOD (برای این که طرح های توسعه بر مبنای حمل و نقل محدود به ساخت مجتمع های تجاری بزرگ نشود).

12- در این بخش، موضوع بازآفرینی آمده است اما هیچ بار تکلیفی ندارد و صرفا طرح موضوع است

13- در برنامه های پیشین تاکید بر «حریم پایتخت» (6 هزار کیلومتر مربع) بوده است اما در برنامه جدید سوم، تاکید بر «حریم تهران» شده است که علت آن نامعلوم است!

14- بطور کل، برنامه سوم در بخش معماری و شهرسازی، فاقد اراده و روحیه تغییر و تحول است و گویا با تداوم سطح پایین زیست پذیری شهری و کیفیت نامطلوب زندگی کنار آمده است!

15- تصویر و نماد کالبدی، محیط زیستی، معماری، هویتی، اجتماعی، سیاسی، تفریحی و بین المللی که قرار است از تهران در 5 سال آینده داشته باشیم، چیست؟ برنامه سوم در این زمینه سکوت کرده است!

16- در بخش مدیریت بحران، گویی مسئولیت هایی از جمله حوزه پدافند غیرعامل به شهرداری تهران واگذار شده کما این که هنوز موضوع تامین منابع از سوی دولت مشخص نیست و می تواند بار اضافی بر دوش شهرداری تحمیل کند

17- در بخش اجتماعی برنامه سوم، به محوریت «زیست پذیری» با محورهای «سرمایه اجتماعی»، «عدالت»، «امنیت»، «فضاهای عمومی و تکثر فرهنگی»، «تعلق مکانی» و «نشاط اجتماعی» تاکید شده است که نشان می دهد این برنامه، شهرداری تهران را به مثابه حکومت محلی دیده است؛ در صورتی که شهرداری تهران فاقد ظرفیت، منابع و اقتدار لازم درباره مقولاتی چون امنیت است. همچنین اغلب این موضوعات شش گانه ذیل حوزه اجتماعی نمی گنجد. مثلا بحث فضای عمومی شهری مربوط به حوزه شهرسازی و گردشگری است و معاونت اجتماعی شهرداری تهران نه فضاهای عمومی مانند خیابان، بوستان، میدان و دیگر فضاهای باز شهری، بلکه تنها فضاهای کوچک عمومی مانند سراهای محلات را در اختیار دارد.

18- در بخش اقتصادی و مالی برنامه باید پرسید اصلی ترین مولفه برنامه چیست؟ چرا مشخص نشده که مثلا هدف این برنامه در راستای دستیابی به عدالت در شهر است یا رشد اقتصادی شهر یا بهره وری و ..؟ همچنین در شاخص های ارائه شده هیچ موردی برای سنجش اهداف و جهت گیری ها ذکر نشده است.

تضاد در جهت گیری ها کاملا مشهود است؛ مثلا این که چگونه می توان هم به دنبال افزایش سرمایه گذاری و کاهش تصدی گری شهرداری و واگذاری امور به بخش خصوصی بود و هم هدف عدالت که نیازمند مداخله بیشتر است را برآورده کرد.

19- در لایحه برنامه سوم برنامه مشخصی برای کاهش وابستگی شهرداری به منابع ناپایدار مشاهده نمی شود. همچنین در این برنامه، تحول بنیادین در شیوه تامین مالی، تدوین قوانین و مقررات لازم و تلاش برای تصویب آن دیده نمی شود.

20- در بخش حوزه منابع انسانی، اساس لایحه برنامه سوم بر کاهش کارکنان کنونی و جذب نخبگان استوار است اما خروج 40 درصدی کارکنان فعلی تا پایان برنامه، عملی به نظر نمی رسد. چرا که تامین بار مالی ایجاد انگیزش برای خروج داوطلبانه، بازخرید و بازنشستگی پیش از موعد پیش بینی نشده است و از طرفی با وجود ناامنی شغلی کنونی، بعید است افراد بطور اختیاری سازمان را ترک کنند. پیامدهای تعدیل اجباری هم در سال گذشته کاملا پر هزینه بود. اگر کاهش نیروها به هر دلیل موفق نشود، طرح دوم شهرداری در کاهش حجم 70 هزار نفری نیروی انسانی خود چه خواهد بود؟

موضوع خبر: