پایگاه خبری تحلیلی امید شهر

انتصابات شهرداری تهران از هیچ مدلی تبعیت نمی‎کند

ایجاد: 1396/10/06 - 14:27
نویسنده یادداشت: 
عابدین سالاری عسکر

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی امید شهر همچنان بازار نقد و تحلیل انتصابات شهرداری تهران داغ است و پس از رد موضوع تخصص گرایی در انتصابات شهرداری توسط متولی تنها لیست تخصص گرایان در انتخابات شورای شهر پنجم، دیگر متخصصان شهری هم به بررسی چند و چون این انتصابات پرداخته و آن را به چالش کشیده اند. از جمله سردبیر هفته نامه «طهران شهر» که می‎گوید: انتصابات شهرداری تهران نه از مدل سیاسی، نه از مدل شایسته‎سالاری و تکنوکراتی و نه از دیگر مدل‎های مدیریتی تبعیت می‎کند. در ادامه، تحلیل عابدین سالاری عسکر را می‎خوانیم:

«توصیه پذیر نیستم، یعنی حتما باید افراد را بر اساس معیارهای خودم تجزیه و تحلیل کنم و توانایی آنها را بسنجم ، اینکه بگویند فلانی را بگذار فلان جا، قبول نمی کنم» این عبارت، بخشی از سخنانِ شهردار تهران در زمان گرفتن رای از شورا، در خصوص معیارهای انتخاب مدیرانش بود. حال، مساله این است که آنچه در حوزه انتصابات مدیران رخ داده عملا چگونه بوده است؟ یعنی در واقع، از فرایندِ انتصابات می توان معیارهای آقای شهردار را کشف کرد.

بنده، یک تحقیقِ گسترده و میدانی در خصوص همه انتصابات های وی، از کانال های متعددی انجام دادم. در ابتدا، به دنبال این بودم که بدانم انتصاب های وی از چه مدلی پیروی می کند. آیا از مدل انتخاب ِ سیاسی (انتخاب اصولگرا یا اصلاح طلب) پیروی می کند؟ آیا از مدلِ مبتنی بر شایسته سالاری و توانای تکنیکی و فنی در حوزه شهری(تکنوکرات بودن) پیروی می کند و یا ....

مدل هایِ تئوریکِ مدیریتی را نیز بررسی کردم که نسبتِ بین انتخاب های وی با آن تئوری ها را نیز بیابم! هیچکدام از مدل های فوق را منطبق بر انتصاب های وی نیافتم . برای اینکه مساله را روشن تر سازم به صورت جزئی و مصداقی به انتصابات می پردازم.

معاونین شهردار تهران:

معاون حوزه عمرانی ایشان، علیرغم داشتن تجربه در بالاترین سطح شهرسازی و معماری کشور ، حتی یک روز تجربه و دانش در حوزه کار عمرانی ندارد (گرچه در حال حاضر، شهرداری تهران پولی ندارد که پروژه ای را تعریف و یا تکمیل کند). معاون حوزه منابع انسانی ایشان نیز فردی تئوریک و دانشگاهی است که تا به امروز حداکثر دو تا کارویژه اصلی برای شهر تهران داشته است؛ یکی ایجاد تنش مداوم به مجموعه نیروی انسانی شهرداری به دلیل نداشتن تجربه! و دوم، انتصاب چندین تن از رفقای سیاسی و قدیمی خود به سمت های جانشین ، مدیر انتصابات، مدیر عامل و عضو هیات مدیره یک شرکت.

معاونِ حوزه معماری و شهرسازی ایشان نیز فردی است که علیرغم داشتن برخی تجارب در حوزه میراثی ، کمترین تسلط را بر حوزه گستره و پیچیده معماری و شهرسازی تهران داشته و به دلیل همین عدم تسلط، عملا ناگریز است همه مدیران قبلی این حوزه را نگه داشته تا بتواند فعلا شرایط را سرپا نگه دارد.

معاونِ حمل و نقل و ترافیک وی نیز دارای تجارب در حوزه های غیرشهری است و اساسا فاقد نگاه و برنامه ترافیکی برای کلان شهر تهران می باشد.

معاونِ اقتصادی ایشان (به صورت ضمنی گفته می شود نفر دوم سیستم است) که تجربه در حد معاونت اداره مشارکت ها در مدیریت قبلی در کارنامه خود دارد، اساسا توان و پتانسیل تسلط و جمع بندی مسائل و مشکلات پیچیده مالی و اقتصادی شهر تهران را ندارد. به همین دلیل، عمده مدیران ارشد قبلی در حوزه وی، سرجای خود هستند و صرفا دو ، سه انتصاب که حساسیت هایی روی آن بخش ها ایجاد شده بود، تغییر داده است.

معاونِ امورِ مناطق وی (جز کسانی است که تجربه کار در شهرداری را دارد) که باید نقش هماهنگ کننده و لیدری شهرداران مناطق را ایفا نماید، عملا کارکردی در حد برگزاری مراسم تودیع و معارفه شهرداران مناطق پیدا کرده است.

معاونِ فرهنگی اجتماعی ایشان نیز زمانی وزیرفرهنگ در همین دولت بوده است، اخیرا زمزمه هایی مبنی بر رفتن به کمیته ملی المپیک در خصوص وی شنیده شده است، خود را در قامتی بزرگتر از شهردار تهران می داند. یعنی در واقع، از این زاویه شبیه شهردار تهران فکر می کند ( به زودی در خصوص نقش و کارکردِ چهره هایی که توسط خودشان! «شخصیت ملی» نام گرفته اند ، که در واقع شامل افرادی می شود که ابتدای انقلاب با سنین 20 سالگی وارد سطوح بالای قدرت شده و در همه ادوار بعدی در مناصب مختلف حضور داشته اند و آنچه امروز در ایران داریم( چه خوب و چه بد) محصولِ عملکرد مشعشع این هاست و ظاهرا به دلیل چسپندگی بالای قدرت احتمالا تا زمانِ حیات بنا دارند که جامعه را از فیض وجود خود بهره مند سازند، خواهم نوشت).

کارکردها و جایگاه معاون برنامه ریزی هم در ساختار شهرداری تهران بیشتر به یک شوخی با مزه شبیه است!

همانگونه که در بالا آمد به جزء، معاون خدمات شهری (که معلوم نیست تا انتها بماند) فقط دو نفر از معاونت های وی سابقه تجربه و کار در محیط شهرداری را در کارنامه خود دارد (البته یکی از این دو نفر در سطح مدیریت درجه 2 و 3 سیستم قبلی سابقه مدیریتی دارد)

همانگونه که گفته شد می شود، دلیل انتخاب این چهره های درخشان تجربه و تخصص مرتبط با حوزه کاری در محیط شهرداری نبوده است. به دنبالِ یافتنِ معیار هایِ آقای شهردار در این باب تحقیق مفصل انجام دادم و دیدم که همهِ افرادِ فوق صرف نظر از تفاوت هایی که دارند، دارای دو مولفه مشترک هستند؛ یکی اینکه تعدادی از این ها سابقه رفاقت با آقای شهردار را داشته و برخی از آنها نیز، بازماندگان از کابینه دولت هستند.

خلاصه کلام، مدل انتصاب معاونین: «انتخاب رفقای عمدتا بازنشسته و دوستان سیاسی از دولت!»

مدیران مناطق:

بررسیِ دقیقِ اسامی و سوابقِ شهرداران مناطق نشان می دهد که آنها نیز ترکیبی از چند حالت زیر هستند: یا مدیرانِ درجهِ دوم و سوم مدیریت قبلی(قالیباف) هستند یا شهرداران مربوط به مدیریت دو دهه قبل شهر تهران(دوره کرباسچی) بوده و البته یکی ، دو نفر هم، سفارش شده توسط لیدرهای جریان اصلاحات می باشند. چند مدیر منطقه شهرداری نیز تغییر نکرده اند.

مدیران ارشد:

بخشِ عمده مدیران ارشد همچنان دست نخورده سرجای خود هستند، تعدادی از آنها نیز تغییر یافته است که انتخاب آنها بر اساس فرمول مشخصی نیست!

برخی از آنها، به قصدِ علامت و سیگنال مثبتِ آقای شهردار به جریان اصولگرا و بخشی به جریان اصلاح طلب انتخاب شده اند(مدیر عامل سازمان اطلاعات و فن آوری، مدیر عامل اراضی عباس آباد و ...). معاونین نیز، در سطح مدیران خود بر اساس یک ترکیب سه وجهی عمل کرده اند؛ تعدادی از معاونین که تسلطی بر حوزه خود ندارند (اکثریت آنها) ناگریزند مدیران قبلی را نگه دارند. برخی از انتصاب ها را _ با دستور شهردار تهران بوده_ انجام داده اند و مابقی انتصاباتِ آنها بر اساس معیار «تعلق به تیم یا باند خود» داشتن، انجام شده است.یعنی آدم ها و دوستان خود را آورده اند!

البته ذکر این نکته ضرورت دارد در سطحِ انتخاب هایِ معاونین و شهرداران مناطق برخی اعضای شورا توصیه هایی داشته اند؛ از آنجائیکه، اکثریت اعضای شورا در جریانِ انتخاب معاونین شهردار تهران و مدیران شهرداری مناطق توسط «نجفی» اساسا به بازی گرفته نشدند، در نتیجه برای پاسخگویی به سیل مطالبات حزبی پشتِ سرخود در سطح دوم و سوم(یعنی انتخاب های در اختیار معاونین شهردار یا شهرداران مناطق) ناگریز به توصیه و سفارش برای جابجایی یا انتصاب مدیران شده اند(در یادداشت مفصل و جداگانه ای به نقش شورا در موضوع انتصابات می پردازم)

خلاصه انتصابات:

الف- مدلِ انتصاباتِ «نجفی» نه بر اساس شایستگی و کارآمدی، بلکه بر اساس قرار گرفتن در منظومهِ شناخت فردی و سابقه رفاقت و دوستی و همکاری با وی و یا توصیه شده از طرف دولت می باشد.

ب- انتصاب ها در سایر سطوح بر اساس معیار «هم تیم بودن» (لفظ بهداشتی آن) یا «هم باند بودن» (لفظ غیربهداشتی) آن بوده است.

از این رو، مدل چینشِ آدم ها در سیستم وی مانند دوره «قالیباف» است با دو تفاوت اساسی؛ تفاوت اول اینکه، از آنجائیکه «قالیباف» فرد مقتدری بود، همهِ تیم هایِ همهِ افراد و مدیران منصوب، در زمین «قالیباف» بازی می کردند و دستورات وی تا پایین سیستم جاری و ساری می شد. دوم اینکه، «قالیباف» علاوه بر آنکه، در بسیاری از موارد حضور میدانی و عملی داشت، "نفر دوم" قدرتمندی نیز در شهرداری در کنار خود داشت. این در حالی است، که «نجفی» عملا در میدان های عملی مهم حضور فیزیکی نداشته و کابینه وی نیز به صورت مجمع الجزایر پراکنده ای است که در نتیجه آن، شهردار ناگریز است از مدیر روابط عمومی خود (آنهم به دلیل اعتماد، نه کارآمدی) در بسیاری از موارد استفاده کند.

ج- کابینهِ فوق نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا! و نه با معیارها ، پیش نیاز ها و ملزومات اداره شهر تهران تطابق دارد.

د- خروجیِ این کابینه در عمل در مواجه با مسائل و مشکلات عدیده و پیچیده شهر تهران چیزی نخواهد بود و زمان این موضوع را نشان خواهد داد .

موضوع خبر: